هفت مدل مدرس
هفت مدل مدرس
هفت مدل مدرس
۱. آنهایی که چیزی نمیدانند؛ ولی طوری وانمود میکنند که گویا خیلی میدانند؛
این افراد ریاکار هستند. معمولاً مخاطبان متوجه میشوند که سطح علمی این فرد کم است. غرور و تنبلی، تدریس این افراد را خراب میکند.
۲. آنهایی که چیزی نمیدانند و به نادانی خودشان اعتراف میکنند و دوست دارند چیزی را به مخاطب یاد بدهند؛
این گروه از گروه قبلی بهتر هستند. اگر از ما بخواهند که مطلبی را تدریس کنیم که در تخصص ما نیست، معمولاً دچار چنین حالتی میشویم؛ مثل زمانی که در یک جلسه از من خواستند تا در مورد مسائل سیاسی صبحت کنم. خیلی دوست داشتم چیزی بگویم اما واقعا همه متخصص مسائل سیاسی بودند و شانس آوردم و صحبت را به یکی از دوستانم واگذار کردم.
۳. آنهایی که کم میدانند و همان دانستههای اندک را منتقل میکنند؛
این گروه از افراد در مقابل بهروزشدن مقاومت میکنند. اهل مطالعه نیستند. ولی بر آنچه میدانند، مسلط هستند. مثل یک دبیر ریاضی که فقط میتواند مثالهای کتاب را حل کند و در مقابل سؤالهای فراتر از درس بهشدت موضع میگیرد. این افراد ترجیح میدهند کلاس را بهصورت یکطرفه کنترل کنند و معمولاً روش تدریس آنها سخنرانی است. از کلاسهای تعاملی و پرسش و پاسخ فرار میکنند.
۴. آنهایی که خیلی میدانند؛ ولی بهسختی مطلبی را منتقل میکنند؛
این گروه میخواهند خودشان را مهم جلوه دهند. شاید هم میخواهند که مخاطب قدر آنها را بیشتر بداند. کلاسهای خشک و بیروحی دارند و سبک دیکتاتوری را ترجیح میدهند. از مسخرهکردن و تحقیر مخاطبان هراسی ندارند. خودبزرگبین هستند. شاید خودشان استادی با این سبک داشتهاند و میخواهند عقدههای خودشان را روی مخاطبان خالی کنند. بههرحال ممکن است در کلاس این استاد، دانشجو یا دانشآموزی پیدا شود که حقارت علمآموزی را بهجان بخرد و از این استاد مطالبی بیاموزد؛ اما به قیمت اصرارها و پشتسرگذاشتن آزمونهای سخت.
۵. آنهایی که خیلی میدانند و سعی میکنند تمام دانستههایشان را منتقل کنند؛
احتمالاً فراوانی این گروه در میان معلمان ایرانی زیاد است. نشانۀ بارز این افراد این است که وقت کم میآورند و تند تدریس میکنند و از شاخهای به شاخهای دیگر میپرند. مهربان هستند و برای یادگیری مخاطبان خیلی تلاش میکنند. هر سؤالی را پاسخ میدهند.
۶. آنهایی که خیلی میدانند و به مقدار مناسب در زمان مناسب منتقل میکنند؛
این گروه، معلمان حرفهای هستند. از قبل برنامهای زمانبندیشده برای تدریس دارند و مقداری از وقت کلاس را برای پرسش و پاسخ و… در نظر میگیرند و فهم درستی از مخاطب دارند؛ یعنی مخاطب خودشان را درک میکنند؛ منظم و دقیق و منطقی هستند. بهعنوان یک منبع اطلاعات میتوانیم به آنها اعتماد ویژهای کنیم.
۷. آنهایی که خیلی میدانند و به مخاطب کمک میکنند تا خودش یاد بگیرد.
این افراد اصراری بر انتقال مستقیم محتوا ندارند. آرمان هر سیستم آموزشیای، داشتن چنین معلمانی است. حتماً این جملۀ معروف را دیدهاید که روی دیوار بسیاری از مراکز آموزشی و ادارات آموزشوپرورش نوشته است: «من ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشهها را.» برای ما که میخواهیم از این جمله درس بگیریم فرقی نمیکند که آن را دکتر شریعتی گفته است یا شهید بهشتی یا شهید مطهری. مهم این است که ما باید اندیشیدن را به مخاطبان خود بیاموزیم.
